دخترک همیشه در رویا
یه فنجون پر لحظه های تلخ
رفیق من سنگ صبور غمهام به دیدنم بیا که خیلی تنهام هیچکی نمیفهمه چه حالی دارم چه دنیای رو به زوالی دارم مجنونم و دل زده از لیلی ها خیلی دلم گرفته از خیلی ها نمونده از جوونیهام نشونی پیر شدم پیر تو ای جوونی تنهای بی سنگ صبور خونه ی سرد و سوت و کور توی شبات ستاره نیست موندی و راه چاره نیست اگر چه هیچکس نیومد سری به تنهاییت نزد اما تو کوه درد باش طاقت بیار و مرد باش اگر بیای همونجوری که بودی کم میارن حسودا از حسودی صدای سازم همه جا پر شده هرکی شنیده از خودش بیخوده اما خوبم پر شدم از گلایه هیچی ازم نمونده جز یه سایه سایه ای که خالی از عشق و امید همیشه محتاج به نور خورشید تنهای بی سنگ صبور خونه ی سرد و سوت وکور توی شبات ستاره نیست موندی و راه چاره نیست اگرچه هیچکس نیومد سری به تنهاییت نزد اما تو کوه درد باش طاقت بیار و مرد باش دوست داشتن همیشه گفتن نیست گاه سکوت است و گاه نگاه .... غریبه!!!این درد مشترک من و توست. که گاه نمی توانیم در چشم های یکدیگر نگاه کنیم نگاه تو انعکاس صامت گرفتگی یک فریاد است ... به من نگاه کن ! بگذار من در سکوت صدای نگاه تو تراژدی مرگ همه ی فریاد ها را تجربه کنم ... زیباترین حرفت را بگو چرا که ترانه ی ما ترانه ی بیهودگی نیست چرا که عشق حرفی بیهوده نیست من سادهام و معصوم یک لیوان سفالین آبی که از شیر آب مهربانی پر شده تشنگیام را فرو مینشاند نوازش گرم یک دست شبام را چراغانی میکند و یک تکه نان دلخوشی برای سیر کردنام کافیست مرا مخواه به فریب مرا مجوی به دروغ مرا مبوس به دلهره مرا به من مگو مرا به خود مخواه مرا کشف کن خالق سیاه تنهایی!
من سادهام و معصوم


باز دل بهانه ات را میگیرد و من جوابی جز اشک برایش ندارم ....
| Design By : Night Skin |



